|
غروب اشکهای من صدای خنده های توست
|
بار خدايا
هرگاه خواستم تا محبت کسي را به دل بگيرم،دلم را آکنده از عشق تو
ديدم خدايا،به هرکه و به هرچه دل بستم، تو را در آن يافتم و آن گاه که
عشق غيرتو را مضطربانه به دل گرفتم در کمتر از لحظه اي قرار از من
گرفته شد وهر جا خواستم در سايه امنيتي با اميد و آرزويي دل دردمندم
را آرامش دهم،به دست خود نا امنيهايي دهشت انگيز و خيالاتي وحشت زا
به وجود آوردم،تو یکباره همه اوهامم را بر هم زدی و در طوفان هاي
سخت حوادث رهايم نکردي و نجاتم دادي،پس آموختم هيچ وقت غير از
توکل به تو،آرامش و امنيتي احساس نکنم تو با محبت هاي بي پايانت با
دلم چنان کردي تا جز درسايه عشق تو محبوبي نگيرم و به جز تو به چيزي
يا کسي اميد نبندم پس خدايا تو را بر همه اين نعمت ها شکر مي کنم.